جشنواره - خرخوانی شبانه

دیشب تا ساعت سه بامداد بیدار بودم تا کاری که قول داده بودم رو انجام بدم. می‌خواستم همکارم قبل از اینکه صبح شنبه چک میل کنه کار تو باکسش باشه و شنبه‌ی خوبی رو شروع کنه لبخند. بعد از دفاع اولین باری بود که برای درس خواندن از خوابم می‌زدم. الآن هم از کله سحر نشستم اینجا و منتظر دریافت کاری هستم که بهم قولش رو داده بود و هی ایمیلم رو رفرش می کنم که مبادا دیر دریافت کنم و کار بنده خدا لنگ بمونه!!! کم کم دارم به این نتیجه میرسم که گور ... هر چی قول و اخلاق هست. برم بخوابم و خواب گودزیلا ببینم بهتر از اینه که اینجا بشینم و یه فحش نثار خودم و یکی نثار روح خجسته همکار کنم خجالت. اگه طرف کارش ضروریه یاد بگیره که خوش قول هم باشه از خود راضی.

راستی امروز یه جشنواره کتابخونی تو وبلاگ آقای آذری دیدم. یه سری کتاب معرفی کرده بودند که از کتابهایی است که عمدتا همه خوندنشون و کتابهای خوبی هستند. من هم تو مسابقه ثبت نام کردم و امیدوارم فراموش نکنم که شرکت کنم. خلاصه اینکه اگه مرد میدون هستید جا نمونین

عزت زیاد

بعدا نوشت: من با کتاب "روی ماه خداوند را ببوس" تو این مسابقه شرکت کردم. باشد که برنده شوم چشمک

/ 7 نظر / 27 بازدید
حسن آذری

متشکرم خانم دکتر

جیگیلی خانوم

با خوش قولی موافقم! اونم کار خودش رو! برم این جشنواره ی کتاب رو ببنم[پلک]

س.رشیدی

سلام دکتر جان داستان رو گذاشتم در وب تا بخوانید و نظر بدهید. هشدار شما درست به موقع بود!! اصلا یادم رفته بود داستان رو بگذارم[خجالت]

بهار

چقدر آدم لجش در میاد این مواقع!

جشنواره بزرگكتابخواني مجازي

دوست بزرگواردكتر شيدا رسما"از شما دعوت می شود تا در "جشنواره بزرگ کتابخوانی مجازی"شرکت فرمائید. مایه مسرت ما خواهد بود اگر به عنوان همکار افتخاری در اجرای اینجشنواره همکار افتخاری ما باشید

قطره

دکتر جان در راستای خود آزاری آزمایش خون دادن باید بگم که دوباره سراغ درس و مشق رفتن هم گونه ای دیگه ای از خود آزاریه ! میبینی که هی باید از خواب و زندگیت بزنی !

فاطمه

حالا چی شد آخرش؟ کارش رو فرستاد یا نه؟