کارهای زیادی رو هم انباشته شده بود و این چند روز فرصت خوبی برای انجام دادنشون بود. از خلوتی تهرون تو این روزها استفاده کردم و برای خرید بیرون رفتم. دوشنبه هم پس از دو روز تعطیلی سری به بازار بزرگ زدم. خیلی شلوغ بود ولی بازار از اون جاهاست که مثل نارمک (هفت حوض) یا تجریش دل آدم براش تنگ میشه. حس زندگی و حرکت داره. خلاصه این چند روز خودم و خفه کردم و تا میشد از خلوت بودن استفاده کردم. با یکی از دوستان یه سری هم به پارک لاله زدم.لبخند

تو مترو منجی یه خانم شدم. دستش لای در مترو گیر کرده بود و اینهو اسکول ها نمی دونست چکار کنه حتی جیغ زدن هم بلد نبود. یکی هم همراش بود از خودش اسکول تر!! دستش و نجات دادم و کلی هم دعواش کردم که چرا مواظب نیستی. آخه من بعضی ها رو درک نمی کنم که چرا این همه بی فکر هستند. خلاصه با کلی دعای خیر طرف و اینکه تو منو نجات دادی ختم به خیر شد.

 

نکته دیگری که این روزها درگیر بودم وجود اساتید مریض دانشگاه است. متاسفانه تو ایران بین قشر تحصیل کرده و یا به عبارتی دانشگاهی و مردم عادی تفاوت زیادی وجود نداره. انگار یکی رو از کف خیابون بیاری و بهش بگی تو از امروز دکتری و قدرت داری که بر سر یه سری دانشجو حکومت کنی! خودتون حدس بزنین چی میشه. البته هستند اساتیدی که فوق العاده با فرهنگ و باشعورند و خوشبختانه از حضورشون بی بهره نبودم ولی افرادی که در نقطه مقابل این اساتید هستند بیشترند و یا بیشتر دیده می شوند (شایدم به دلیل شخصیتشون حضورشون در صحنه پررنگتره نیشخند). امیدوارم هیچ وقت گذرتون به این اساتید زبون نفهم نیوفته. استادی که در بهترین دانشگاه ایران مشغول به کاره و بویی از انسانیت و فرهنگ نبرده حتی همکارانش معتقدند که از نظر روانی مشکل داره. ولی دراین میون دانشجوها هستند که ضربه می بینند کما اینکه دانشجوهای انصرافی زیادی داره و یکی از دانشجوهاش از شدت افسردگی کورتون مصرف می کنه!! کی میخوایم به دانشجو به عنوان یه انسان بها بدیم. نابود کردن زندگی یه جوون به چه بهایی؟! خلاصه این رنجی است که از جامعه علمی می بریم و احتمالا در آینده نزدیک اصلاح پذیر نباشه.

 

پی نوشت: عید فطر همگی هم مبارک بوده باشه و نماز روزه ها مقبول درگاه حق.

پی نوشت: اگه خدا بخواد این هفته داریم میریم مشهد. از همه التماس دعا دارم و دعاگوی همه خواهم بود. دارم سعی میکنم جاهای دیدنی مشهد رو پیدا کنم و برنامه ریزی کنم. مراکز خرید و داخل شهر در اولویتند چون وسیله شخصی نداریم و رفتن به اطراف سخته. گزارش سفر رو انشالله بعدا خواهم نوشت.