دیروز پس از مدت‌ها وارد صفحه فیص بوغم شدم تا جویای احوالی از دوستان بشم و ببینم گوشه گوشه دنیا چه خبر است و ما نیز بی‌خبر نمانیم. نتیجه این شد که دیشب اونقدر فکرم مشغول شد که خواب راحت نداشتم. بیش از همه می‌خواستم ببینم زندگی دو تا از دوستانم که خبر داشتم در زندگی مشترکشان اتفاقاتی در شرف وقوع هست به کجا رسیده (فضولیه دیگه چه میشه کرد). عکس خانمش رو کریسمس در سفارت بلژیک در حال نوشیدن دیدم و عکس های دیگری که حکایت از بودن با هر شخص دیگری دارد بغیر از شوهری که سالها براش زحمت کشید!!!

دوست دیگری هم بود که از به هم خوردن نامزدیش خبر داشتم و حالا بچه ای داشت از مردی هلندی و به ظاهر کاملاَ از زندگیش راضی بود کاملاَ!!!! ...

چند نمونه دیگر هم بودند که از ابتدا وضعی خراب‌تر داشتند و انتظاری نمی‌رفت و اخیرا به چند عکس هنری و عریان از خودشان بسنده کرده بودند! این جامعه تحصیل کرده هاست و شاید به تصور خودشان روشنفکران!! خیلی متاسف شدم. نمی‌دانم اونها دارن لذت زندگی رو می برن یا ما که چسبیدیم به شوهر و زندگی! البته این حرف در مورد من صدق نمی‌کنه چون نصف هفته فقط شوهرم  و می‌بینم و ازش دورم. ولی پایبندیم و ...

خلاصه انگشت به دهن مانده‌ایم و متفکر که چه می‌شود این جماعت را.