هووووورا!! من میتونم اینجا بنویسم هر چند به خاطر عدم دسترسی به سایت پشتیبان نمی تونم کارت گرافیکی رو برای لپ تاپ بگیرم و نصب کنم (به دلیل تحریم) و من باید از زیر یه سری رنگ درهم و برهم تشخیص بدم که چی می نویسم چشم. ولی به هر حال از قدیم و ندیم می دونیم که "کاچی بهتر از هیچی" است. از بس این لپ تاپ رفته رو مخم که کم مونده از پنجره پرتش کنم وسط حیاط! ولی گویا لپ تاپ هم می دونه که با توجه به قیمت $ و لپ تاپ من نمی توتم این کار رو بکنم هی داره ناز می کنه! راستش یه مدت بود تو خونه ما حرف از خریدن یه لپ تاپ نو هم بود. شنیدن اسم هوو این قدر سخته که این زبون نفهم هم ... متفکر!؟ البته حالا هم هیچ اتفاقی نیفتاده و چیزی درست نشده فقط من دیگه طاقت نیاوردم و دارم باهاش مدارا می کنم. الآنم کم مونده که از تایپ کردن باهاش پشیمون بشم و کتاب به دست تو این هوای ابری بخزم زیر پتو!

کلی دلم برای نوشتن تو این مدت تنگ شده بود و هر دفعه می گفتم برم اینو بنویسم ولی گویا چشمه نوشتن هم خشکید کلافه!

همین روزهاست که تکلیفش رو روشن کنم! البته به فکر هوو براش هم هستیم ولی خوب شاید یه نت بوک باشه که این نوت بوک هم همچنان بتونه زور بگه و سروری کنه!

 

پی نوشت: تو ماهی که پیش رو داریم برا آینده کاریم دعا کنید! خودم هم هنوز نمیدونم اگه چی بشه برام بهتره آخ. ولی امیدوارم خوبه نصیبم بشه. هز چند ممکنه هیچ کدومش هم نشه و ما یه 6 ماه دیگه بشینیم تو خونه! خنده ولی امیدوار که می تونیم باشیم از خود راضی!!